به دنیا آمدم....
در دنیایی که با بهت و حیرت نظاره گرش هستم....
در درونم جهانی دیگر ..آوایی دگر.....حیرتی دگر....
مثل دانه ای در شوق تولد
مثل پروانه پیچیده در درد لطیف
نمیدانم پروانه ای هستم در خواب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا خواب پروانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(نسیم)
به آسمان بنگر....
در آن سوی آسمان،چه نهان ها،پیداست...
و در آن ساکت آبی....
نوای زیستن،مرا می خواند....
عطر دلاویزی بر مشام میرسد....
از آن حجم زلال
(نسیم)
به شمع بنگر...
با آن آتش نجیب.....
در پس گرمای هوایش...
در پس گریه هایش....
صدای بی صدایش،مرا به سکوت قرنهای سنگین می برد....
(نسیم)
آهای نسیم....
عبور بی طنین وشفافت
در گذر از موهای پریشانم،لبریز از لذت باور ،بودنم، میکنی...
همانند بازی کودکانه نور بر چشمانم از پس حضور زلال شیشه
نسیم...
آندم که صورتم را نوازش میکنی..
با دستانی که عطر خدا را برایم هدیه آورده...
مرا به خواب لطیف و روشن عشق میبری...
(نسیم)