گاه تورا بیدار میکند سکوتی سنگین
از جنس شب
از نسل باد
گاه بر مدار صفر درجه خود میگردی...
(نسیم)
تو باور می کنی اندوه ماه و
تو میفهمی سکوت بیشه ها رو
هجوم تند رگبار تگرگی
که می شناسی غرور شیشه ها رو
تو معصومی مثل تنهایی من
شریک غصه های شبنم و نور
تو تنهایی مثل معصومی من
رفیق قله های پاک و مغرور
نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی،اما
مثل شکستن من بی صدایی
این ترانه بسیار زیبا از شاعر وترانه سرای بزرگ ایران ((ایرج جنتی عطایی)) است.
به دلیل مفهوم بسیار بلند و ارائه درک عمیق از بانوانی که دارای افق بلندی هستند،این ترانه را انتخاب کردم .
چه شتابان میروی؟
آهسته رو.....آهسته تر.....
این شوریده را،تنها نذار....
از هر طرف...بوی ریا....
مردم به ظاهر خوب وناب....
باطن حلب ، ظاهر طلا....
گر حلبم، دارم چه باک؟
وقتی هستی ،ساز و نوام...
سادگی....
تنها مرو ....تنها نذار....
با من بگو....از حس پاک
(نسیم)
بار دیگر...
سفر از دنیایی چنین پوچ
چه معنای ژرفی به زندگی خواهد بخشید....
زندگی،هویت اصیلی به مانند مرگ ندارد....
بارها به فکر ترک دنیا اندیشیده ام...
اما از خوف تنهایی در دنیایی دیگر!
زندگی پوچ را بسنده کردم...
تجربه تنهایی دوباره را نمیخواهم....
(نسیم)